آرامش
گفتم آرامش یادم افتاد که هدف از آفرینش چه بوده، شاید به نظر مسخره بیاید اما یک عمر است که انسانها دنبال این جواب می گردند ولی جوابش خیلی ساده است که من در ذهنم به آن رسیده ام، با دلیل، آنهم از نوع بدون درز که مو لایش نمی رود، البته یک نظریه است و نیاز به بررسی دارد .
من می گویم ما چرا غذا می خوریم، چرا با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، چرا می خوابیم، چرا تفریح می کنیم، چرا مسائل جنسی را انجام می دهیم و تمام کارهایی که در طول روز انجام می دهیم، مثلا میل به پیشرفت، پول دار شدن، میل به پست و مقام و بازهم خیلی مسائل دیگر اصلا چرا دنبال نزدیک شدن به خداوند هستیم؟ و چرا به مردم خدمت می کنیم؟ چرا ورزش می کنیم؟
من به شما می گویم: غذا می خوریم که سیر شویم و انرژی بگیریم چون نیاز بدن و عضلات و سیستم عصبی انسان است، بعد چه می شود؟ بله بعد از غذا خوردن درست به آرامش میرسیم، با دیگران ارتباط برقرار می کنیم چون حس خوبی در روابط عمومی درست به وجود می آید و باعث ترشح سیستم ایکس در بدن می شود و به ما احساس آرامش می دهد، می خوابیم، چون انسان بی خواب، بی قرار است و زمانیکه می خوابد، صبح که از خواب بلند می شود احساس سرخوشی و آرامش می کند.
چرا دنبال پول می رویم، چون اگر از راه درست بدست بیاید درست خرج می شود و اموراتمان می گذرد و نیازمند نمی شویم البته از نظر مادی و در ادامه احساس آرامش می کنیم، بازهم بگویم، باشد می گویم، چرا مسائل جنسی را انجام می دهیم، چون اگر از راه و روش درست باشد بعد از آن پر انرژی می شویم و همان انرژی شما را به آرامش می رساند، به مردم خدمت می کنیم و بعد از آن سیستم ایکس شروع به ترشح می کند و باعث رسیدن به آرامش می شود، با خداوند راز و نیاز می کنیم، چون بعد از آن احساس آرامش می کنیم.
خلاصه کنم که سردرد نگیرید و آرامشتان بر هم نخورد، هر کاری که می کنیم اعم از کوچک و بزرگ، مهم و غیر مهم، ارزش و ضدارزش به خاطر این است که به آرامش برسیم، آرامش مطلق یعنی خود خداوند و ما به نسبی آن دست پیدا می کنیم اما باید دانست که در کارهای ضدارزش فکر می کنیم که به آرامش می رسیم یا اگر هم برسیم کاذب و زودگذر است و بعد از آن طوفانی برپا می شود، اما در اکثر کارهایی که ارزشی باشد آرامش نسبی و پایدار می باشد.
منبع: وبلاگ لژیون آقای محمد صداقت