ساده ترین راه حل

خودکاری برای فضا

هنگامی که ناسا برنامه ریزی برای فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچک و در عین حال جالبی روبرو شد. 

آنها متوجه شدند که خودکارهای موجود، در فضای بدون جاذبه کار نمی‎کنند (جوهر خودکار به سمت پائین جریان نمی‏یابد و روی سطح کاغذ نمی‎ریزد).

برای حل این مشکل، آمریکائی‎ها شرکت مشاورین آندرسون را انتخاب کردند. تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید.

 دوازده میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری را طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه می‎نوشت، زیر آب کار می‎کرد، روی هر سطحی حتی کریستال می‎نوشت. این خودکار در دمای زیر صفر تا سیصد درجه سانتیگراد هم کار می‎کرد!

اما روس‏ها راه حل ساده‎تری داشتند:

آنها از مداد استفاده کردند!

دلنوشته....

 

 

مژده‎ای دل؛ که مسیحا نفسی آمده است . . .

از چندین سال قبل با نام کنگره ی 60 آشنا شده بودم و همیشه این نام در وجود من با آرامشی ناشناخته و بی‎بدیل مرتعش می‎شد و مرا به فکر فرو می‎برد که چه سری در این نام نهفته است که حتی در زمانی که در نهادهای ترک اعتیاد دیگر مشغول دست و پا زدن در حوضچه جهالت بودم به آن فکر می‎کردم و هر روز تشنه‎تر می‎شدم برای شنیدن پیام کنگره ی 60 . . .

اما امروز مدتیست از سفرم در کنگره 60 می‎گذرد به این درک رسیده ام که تمام کششی که من به این نام داشتم نشأت می‏گرفت از این که پیام کنگره پیامی الهی است که بواسطۀ پیام آوری به نام مهندس حسین دژاکام به بهترین نحو ممکن ویراستاری و باساختاری محکم و عملی به جاهلانی مثل من که تشنۀ آگاهی هستند و از عمق تاریکیها راهی سرزمین روشنی می‎شوند با عشقی عظیم ارائه گردیده است ولاجرم آنچه که از دل برآید ، طبیعتآ بر دل نشیند. . .

ادامه نوشته

(کنگره 60 کجاست)

(کنگره 60 کجاست)

سر به فلک کشیده ایست به بلندی دماوند و شاید برتر از ِاورست که نشان از استواری و صلابت دارد. دیواریست طولانی‎تر از دیوار چین که در هررَج آن داستانها و حکایتهای بسیار نهفته است. گسترده کشتزاریست متشکل از مزارع فراوان که در آنها گلهای ُامید و شادی می‎رویند. اقیانوسی بر گرفته از رودهای خروشان که در قهر و کینه‎ها را می‎زدایند و عشق و محبت را بدریای غم گرفته و ماتم بسته جاری می‎سازند.

پهناور سرزمینی است در تاریخ بشریت که مهاجران فراوان را از نژادهای گوناگون می‎پذیرد.

 

ادامه نوشته

مقاله علمی

آدرنالین ، خستگی مزمن ، سیستم ایکس

هزاران نفر در سراسر دنیا از خستگی مدام رنج می برند که با خوابیدن و استراحت کردن بر طرف نمی شود، این علامت اصلی و اولیه، ضعف یا نارسایی غدد آدرنالین(فوق کلیوی) می باشد.

غدد آدرنالین(فوق کلیوی) 2 غده گرد به اندازه 3 الی 4 اینچ که هر کدام بالای هر کلیه قرار گرفته اند. این غدد برای ادامه بقاء حیاتی هستند، آن ها هورمون های مختلفی از جمله آدرنالین، کورتیزون، آلدوسترون، استروژن، تستسترون، پروژسترون ،DHEA و.... تولید کرده که نقش های مختلفی در بدن ایفا می کنند. بعضی از وظایف هورمون های تولید شده توسط این غدد

عبارتند از:

ادامه نوشته

داستان کوتاه...

مردی که فکر می کرد همسا یه اش دزد است!

ادامه نوشته

داستان کوتاه....

شيوانا گوشه‌ای از مدرسه نشسته و به کاری مشغول بود و در عين حال به صحبت چند نفر از شاگردانش گوش می‌داد. يکی از شاگردان ده دقيقه يک‌ريز در مورد شاگردی که غايب بود صحبت کرد و راجع به مسايل شخصی فرد غايب حدسيات و برداشت‌های متفاوتی بيان کرد. حتی چند دقيقه آخر وقتی حرف کم آورد در مورد خصوصيات شخصی و خانوادگی شاگرد غايب هم سخنانی گفت.

وقتی کلام شاگرد غيبت‌کن تمام شد.............

ادامه نوشته

این " خود" کیست!!!!

 این روزها عبارت های زیر در اینترنت بسیار مد شده است:

_ هرگز به خاطر دیگران اصالت خود را تغییر ندهید، چون هیچکسی بهتر از شما نمی تواند نقش شما را بازی کند، پس خودتان باشید، شما بهترینید.

_ کسي که نداي دروني خود را مي شنود، نيازي نيست که به سخنان بيرون گوش فرا دهد.

_خودت باش ...

_ زندگی کن با قوانین خودت، با باورها و ایمان قلبی خودت، به حرف مردم و دیگران گوش نده...

_ من جهان خودم هستم...

_ به حرف های دیگران در بارهء خودت بها نده، خودت ببین که هستی، کجا هستی و لغزش هایت کدامند...

_ نگران آنچه دیگران در باره شما می گویند نباشید، آنها کسانی هستند که به جای یافتن کاستی های خود، مشغول یافتن کاستی های زندگی شما هستند...

_ فقط به خدا و خودت اعتماد کن...


همه این جملات قصار در خلع که گفته نشده اند. خلاصه ای از شناخت و بصیرت متفکران معصوم و عارفی هستند که آیه وار با دیگران تقسیم می کنند و برای این نیستند که هر کسی به نفع نفس خود تعبیر کرده و از برای فربه کردن نفس خود بهره بجویند!

من ترسم از این است که این "خود" در نزد عام همان خود تقلبی، خود جانشین، متعصب، مرتجع، جزم اندیش، کینه توز، حسود، شخصیت پرست و متوهمی(نفس) تلقی شود، که نه دوست دارد یاد بگیرد و نه تغییر کند، نه متخصصی را به رسمیت بشناسد، نه از جهان ذهنی خود بیرون آید، نه به اشاره های پارهء دیگر خود گوش بسپارد، و در باورها و حقایقی که ساختهء ذهن و نفس خودش بوده، پافشاری و سماجت کرده و در جهنم خود بسوزد و بسوزاند.

آیا این خود من نیاز به آموزش ندارد، تا من بیاموزم که چطور به خود و درونم اعتماد کنم، همان صور پنهانی که ما در کنگره بسیار درباره اش صحبت می کنیم و تمام همت و تلاشمان برای شناخت همین صور پنهان است

هویت

                                           هویت

اما مهمتر از این مسایل ایجاد تعادل بین این حالات است انگار یک گمشده ای داره که میخواد بهش برسه تا آروم بشه وبا هیچکدوم از این احساسات زودگذر آروم نمیشه ،واقعیت هم همینه ما هر کدوم قطره ای از اقیانوس بیکران هستیم که فقط با پیوستن به اون آروم میشیم .اما راه را اشتباه میریم و وقتی به خودمون میایم که به سمت نور میرفتیم اما ازاعماق تاریکی ها سر درآوردیم .

اشکال کار کجا بوده ما که به سمت نور حرکت کردیم پس اینجا چیکار می کنیم 

ادامه نوشته

در میان تو گنجی نهان آید پدید...

اگر  بخواهم در این سفر سربلند باشم و در نهایت به مقصد نهایی و الهی برسم باید تغییر کنم و تغییراتم را ثبات بخشم. ولی از آنجا که درون من از ساختارهای مثبت و ارزش تقریبا تهی بوده و یا آن ساختار ها بی هویت  بوده اند طبیعتا برای ساختن آنها و یا راه اندازی این ساختارها نیازمند تفکر هستم البته تفکری که هدفش در نهایت مثبت و ارزشی مدار باشد در آن صورت است که می توانم با کمک کسانی که تفکراتشان تا حدودی و یا به صورت کامل درمان شده مانند: راهنمایان و اعضای قدیمی کنگره، من هم ساختارهایم را آنگونه بسازم که به مانند فنداسیون برجهای بلند عمل کند و همیشه باعث آرامش روان و قلبم گردد.....

ادامه نوشته

مقاله ای از یک مسافر

"وادی چهاردهم"

 

خوشا به حال آن کسان که در این جاده به سلامت سفر کرده اند و در انتها با در دست داشتن بندی از عشق ایزدی در حلقه یاران عاشقترین سردار قرار گرفته اند و به قولی : خودی شده اند...

ادامه نوشته

با لحظه ها زندگی کنیم.

تصور کنید اگر ما بتوانیم با لحظه لحظه عمرمان واقعا زندگی کنیم، آنها را حس کنیم و جدی بگیریم و هر پیشامدی را فرصتی برای ایجاد تغییر و دگرگونی مثبت در زندگی بدانیم.........


ادامه نوشته

دلنوشته یک همسفر


هرگز فکر نمی کردم پسر کوچکم با تمام حجب و حیا و ادبی که داشت روزی درگیر اعتیاد شود، ولی پرخاشگری ها و عصبانیت های او و تغییر شغلش مرا نگران کرد.........

ادامه نوشته

بخشش

تنها و تنها یک راه و جاده انسان را از جهنم موجود به بهشت موعود می برد و آن ،

جاده بخششه


بخشش به معنی پذیرفتن رفتار اشتباه خود و دیگری است و پذیرفتن اینکه باید برایش کاری کرد که با گذشت و تحمل و فداکاری متفاوت است زیرا در تحمل و فداکاری ما رفتار بد و غلط دیگری رو تحمل میکنیم از او آدم بدتری میسازیم و او را به کار بد تشویق میکنیم خودمونو اذیت میکنیم و در نتیجه به خودمون و دیگرا ن آسیب میزنیم

گذشت و تحمل فداکاری در تحلیل نهایی وجود ندارد و در واقع ریشه تمام اینها در نادانی ناتوانی و نیازمندی و نگرانی است

اما مفهوم بخشش این است که من اشتباه خودم و دیگری را میفهمم و از آن می آموزم و اونو پشت سر میگذارم مثلا اگر به من چاقو خورده خودمو به دکتر میرسونم و ازش میخوام که زخم منو خوب کنه و من نمیخوام چاقو رو نگه دارم تو بدنم تا بتونم آدم بدی باشم و بد بودن دیگران را نشان بدهم و دلیل و توجیهی برای بد بودن خودم داشته باشم و موجب آزار خودم و دیگری بشوم.

اگر نمی بخشید بدبختید.

ارسالی از: همسفر سهیلا اسدی

دلنوشته

امروز احساس می کنم چیزی از زندگی نمی دانم و در کنگره ماندگار شدم تا زندگی سالم را آموزش بگیرم تا بهتر بتوانم به فرزندم که به امید رهایی.......

ادامه نوشته

دلنوشته

"به نام خدا"

"چه بسیار شود که چیزی را ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر در آن بوده است."


آن روزها  علت شکست همسر و پدرم را در ترک های اعتیاد نمی دانستم ولی در کنگره بود که علت آن همه شکست را که ما پای بی غیرتی آن ها می گذاشتیم  را فهمیدم و آموزش دیدم که ما دانایی در مورد جسم شخص مصرف کننده نداشتیم.... .

ادامه نوشته

آرامش

هر کاری که می کنیم اعم از کوچک و بزرگ، مهم و غیر مهم، ارزش و ضدارزش به خاطر این است که به آرامش برسیم، آرامش مطلق یعنی خود خداوند.

  

ادامه نوشته

معتاد کیست و کنگره 60 جیست؟

این است راز سلامتی دیدگاه در مجموعه کنگره 60

"معتاد" كیست؟


معتاد از پنج حرف تشكیل شده:


"م" آن یعنی مجبور است، محكوم است، مردود است، مهجور است، مبتدی است، مقصر است.


"ع" آن یعنی عادت كرده است، عبث است، عاطل است، عقیم است.


"ت" آن یعنی تنبل است، ترسو است، ترشرو است، تبعید شده است، تهدید است.


"ا" آن یعنی آلوده است، آواره است، اسیر است، آشفته است، افسرده است.


"د" آن یعنی دمق است، دروغگو است، درگیر است، دشنام م‍ی دهد، درد دارد، دلشوره دارد.


كنگره 60 چیست؟


کنگره از پنج حرف تشکیل شده:


"ک" آن به معنی کوشش، کمال، کشت کردن، کوه شدن، کمیاب شدن و کامیابی است.


"ن" آن به معنی نیاز، نور، نجات، نوازش، نیت كردن، ناب شدن، نعمت، نمونه شدن، نامحدود شدن و نایاب شدن است.


"گ" آن به معنی گذشت، گران شدن، گوهر وجود شدن، گوش سپردن، گرم شدن دل، گنج شدن، گام برداشتن است.


"ر" آن به معنی رهایی، روان شدن، روراست شدن، راه صحیح رفتن، روسفیدی، روزه، راهنما شدن، رشد کردن، ریشه پیدا کردن، رحیم شدن، رحمان شدن، رزق و روزی و راه بلد شدن است.


"ه" آن به معنی هدف دار شدن، هدیه گرفتن، هنرمند شدن، هجرت، هوادار خدا شدن، هیجان، هوا خواه پیدا کردن و همیشگی شدن است.


60 (شصت) از سه حرف تشكیل شده:


"ش" آن به معنی شاد شدن، شعر سرودن، شاهی کردن، شور و شیدایی، شیرین سخن گفتن، شهریار شدن، شبنم و شقایق و شکرگزاری است.


"ص" آن به معنی صبر، صداقت، صیانت، صبح شدن، صاف شدن، صیقل یافتن، صفا و صمیمیت است.


"ت" آن به معنی توبه، تولد، تاوان دادن، توجه دادن، توکل، توشه آخرت برداشتن، تبرک، تازه شدن، تزکیه نفس، توقف جلوی خدا، تشهد، تیمم، تسلیم شدن، تحلیل، تمرین، تشویق، تکمیل شدن، تحمل، تقید، تطهیر، تهذیب، ترتیب، تبدیل، توانگرشدن، تحصیل، تولی و تبری، تصاعد، تبادل، تعامل، توحید، تقوا، تفهیم، تکریم، تفکر، تقدس، تجربه و تعادل است.

نویسنده: مسافر حامد جمشیدی
منبع:
وبلاگ نمایندگی حر

تقویت حافظه و مغز

تقویت حافظه و مغز

داشتن خواب کافی برای مغز بسیار مفیداست. زیرا مغز پس از یک روز فعالیت خسته می شود و در هنگام خواب به استراحت می پردازد، و نیروی از دست رفته خود را باز می یابد و هنگام بیداری نیز به درستی عمل می کند.

ادامه نوشته

چطور می توانم به مسافرم کمک کنم؟


اگر یه کمی به درون خودمان رجوع کنیم  و کمی فکر کنیم می بینیم که اقرار به رفتار اشتباه، کاری دشوار است و بعد از آن اقدام به تصحیح آن

                                         دشوارتر.

ادامه نوشته

از ترس رها شو....

ترس انگیزه هایت را نابود می کند و تو فکر می کنی بیگدار به آب نزده ای... چون از خواسته هایت چشم می پوشی...ترس وادارت می کند از دیگران سوءاستفاده کنی.

چون نمی بخشی... ترس به تو احساسی می دهد که به هیچ کس اعتماد نکنی چون از محبت و عفو دیگران میترسی.

اگر هر روز راهت را عوض کنی هرگز به مقصد نخواهی رسید، از زمستان ترس رها شو و خودت را در دامان بهار رها کن و اجازه بده خون تازه محبت و عشق و اعتماد در رگهایت جاری شود.

کودکیت را به یاد می آوری که بدون هراس از افتادن و شکست خوردن می دویدی ، هدفت رسیدن بود و لذت بردن از تک تک لحظاتی که به تو اجازه بازی داده شده، کودکیت را زنده کن تا زنده شوی و بیا از تک تک لحظاتی که به ما اجازه بازی داده اند لذت ببریم.

                                    زنده باشیم تا زندگی را هدیه بدهیم.

شیشه

مصرف «شیشه» موجب توهم خودبزرگ بینی می‌شود

                        

معاون آموزش مرکز ملی مطالعات اعتیاد گفت: مصرف «شیشه» موجب توهم خودبزرگ‌بینی در معتاد می‌شود به همین علت فرد معتاد از اقدام برای درمان خودداری می کند.

ادامه نوشته

تمرکزدهی به انرژی

تمرکز دهی به انرژی!

مشکل اصلی انسانها در نرسیدن به موفقیت، کمبود انرژی و توان و حتی گاها کمبود آگاهی نیست! بلکه مشکل اصلی بلد نبودن تمرکز دهی به انرژی و آگاهی شان است.

                                                   

ادامه نوشته

دعا

وقتی که پاسخ خدا به دعاهایمان"منتظر باش" است،حکمت بزرگی در آن نهفته است.پسری دوازده ساله از پدر متمولش اتومبیلی خواست.پدر به راحتی می توانست چنین اتومبیلی برای او بخرد،اما به دلایل معلوم به او گفت:"من درزمان مناسب برایت اتومبیلی خواهم خرید."

ادامه نوشته

دعا

بهترین زمان دعاکردن

کسی پرسید:"بهترین زمان برای دعا کردن چه موقع است و بهترین مکان کجاست؟"

به او گفتم:"بهترین زمان،اکنون است و بهترین مکان همین جاست."

باید در همان جا که هستیم شروع کنیم.پیشنهادهای زیر در دعاکردن موثر هستند:

                  

ادامه نوشته

مقاله

انسان شناسی

انسان موجودی رازآلود واسرارآمیز است.ابعاد وجود او بسیار گسترده تر از آن است که دست شناخت بدو رسد.به رغم کوشش های فراوانی که در طول تاریخ برای حل معمای وجود آدمی انجام گرفته،هنوز رازهای بی شماری است که ناگشوده مانده است.اکنون که ما برفراز انبوهی از مطالعات وتحقیقات انسان شناسانه ایستاده ایم،هم چنان با پرسش هایی روبه روییم وشگفت آنکه همراه باپیشرفت این پژوهش ها،پرسش های جدیدتری رخ می نمایند که پیش تر مطرح نبودند.اهمیت انسان شناسی،به معنای عام آن،چندان نیازی به توضیح وتاکید ندارد.تفاوت عمده ی انسان شناسی بادیگر حوزه های پژوهشی آن است که در اینجا مساله شناخت آن درمیان نیست،بلکه پای شناخت من در کار است.از این رو،هرنتیجه ای که از مطالعات انسان شناسانه به دست آید،می تواند در تفسیر ما از فلسفه ی حیات خود،جایگاه ما در جهان ورابطه ی ما با دیگر اجزای هستی،نقش آفرینی کند ومعنای خاصی به زندگی ما ببخشد.از این منظر،تفاوت انکار ناپذیری میان شناخت انسان وشناخت یک گونه ی گیاهی یا حیوانی،یا آگاهی از وضعیت ستاره ای دوردست،وجود دارد.از سوی دیگر،بسیاری از نظریه ها ومباحثی که امروزه در شاخه های مختلف علوم مطرح اند،بر پیش فرض های خاص انسان شناختی استوارند.برای مثال،نظریه های گوناگون در باب یادگیری یا تئوری های مختلف تعلیم وتربیت"یاهمین روش های متفاوت ترک ودرمان اعتیاد"ناظر به تصویر خاصی از انسان و استعدادها وتوانایی های او هستند.

من نمیخوام زیاد به جزییات این مقوله بپردازم که تنها قطره ای بود از اقیانوس ،اما بهتر دانستم که چکیده ی دیدگاه اسلام را در این مور بگویم

از منظر اسلام؛انسان یگانه مخلوقی است که می تواند مظهر و آینه ی تمام نمای حق باشد واز این رو،درون آدمی نیز،همانند عالم برون،کانون آیات الهی است:

"به زودی نشانه های خود را در افق ها(ی گوناگون)و در دل هایشان بدیشان خواهیم نمود،تا برایشان روشن گرددکه او خود حق است.سوره فصلت، آیه53".

آری دوستان حال بیاییم لحظاتی چند درمورد خود به قضاوت بنشینیم که در این مدت وفرصت کوتاه که با کلی التماس وخواهش وتمنا به ما داده شده واندکی از آن باقی مانده است چه بلاها که بر سر این مرکز هستی که خود حق است نیاورده ایم .

آیا وقت آن نرسیده که درجهت پالایش وحرکت به سوی نور قدمی برداریم که شاید فردا دیر باشد.

        مسافرمحسن رهجوی آقای کیوانفر

این روز خوب ، این روز بد!!!

 

.... و این یک روز نفرت انگیز است که در آن هیچ اتفاق خوشایندی به وقوع نمی پیوندد.همه چیز بد شروع شده، ساعت زنگ نزد، و رسیدن به ساعت مقرر برای قرار محال است،بدتر اینکه ترافیک، این ترافیک لعنتی...نه! این یک روز افتضاح است . این شهر یک قوطی کبریت است که هرروز صبح باید یک خرس را در آن جا دهی. البته این غیر ممکن است ، مثل جای پارک که هرگز پیدا نمی شودو قسمت غم انگیز ماجرا این است که همه این ها تنها مقدمه داستان هستند ؛ مقدمه ای برای شروع یک روز تلخ !
آیا واقعا این روز ها به خودی خود خوب یا بد هستند؟ یا علت در جایی دیگر دارد به ما ریشخند می زند؟ از اینکه ما ساده ترین راه را برای ناکامی ها و شکست ها ی خود پیدا کرده ایم و دنبال راه حل نیستیم و روز به روز اوضاع و احوالمان خراب تر از روز قبل می شود. حالا من شما را به روز هایی میبرم که به جادو و جادوگری اعتقاد داشتند.
جادوگران عهد خیلی وقت پیش ، شیوه ای در نگارش متن های نفرینی داشتند که موجب موفقیت شان میان عوام شده بود . آن ها باهوش ترین مردمان دوره خودشان بودند.عده ای بیشماری برای گرفتن انتقام، شکست دشمنان و به اصطلاح امروزی تر چراندن اطرافیان ، به جادوگران مراجعه می کردند و جالب اینکه راضی از عملکرد جادوگر انعام قابل توجهی هم می پرداختند!
روش هایی برای انتقال انرژی وجود دارد و انرژی منفی هم راحت تر منتقل می شود! حالا من یک مثال برای روشن تر شدن قضیه می آورم:
دوستی که دانشجوی گرافیک بود، روزی این ایده به سرش زد که به یکی از قبرستان ها برود و چند نسخه از دست نوشته ها قدیمی را که طرح ها ی عجیب و غریبی هم روی آن کشیده شده پیدا کند و برای تحویل درس به استاد از این طرح های قدیمی استفاده کند. او چند نسخه از این کاغذ ها را پیدا کرد و با خودش به خانه برد وقتی به خانه رسید دیگر شب شده بود و البته او نمی توانست جلوی کنجکاوی اش را بگیرد بنابراین کاغذها را از کیفش بیرون آورد و شروع کرد به بررسی آن. او خواند و خواند و خواند... تا ناگهان دچار دلهره ای شد.دچار وحشت شده بود و دنبال راهی برای خروج از این شرایط می گشت در نهایت نتوانست وجود کاغذهای عجیب و غریب را در اتاقش تحمل کند و آن ها را از پنجره به بیرون پرتاب کرد!
در این به اصطلاح طلسم ها اگر دیده باشید حجم غیر قابل تحملی از واژه های منفی وجود دارد که با تکرار و تکرارو تکرار خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد. حالا این کلمات چه نوشتاری باشند چه گفتاری تاثیر خود را بر روان انسان می گذارد. و ما با کلمات موج مثبت یا منفی را به کارهای روزانه خود تزریق می کنیم و چه بهتر که هم خودمان با تمرین و تکرار روزها یمان را با کلمات زیبا و حس خوب شروع کنیم و هم با فرادی که دید مثبت دارند معاشرت کنیم . حالا اگر به این گفته ها اعتقاد ندارید و علت مشکلات را در جایی خارج از دیدگاه خودتان می بینید می توانید امتحان کنید یک روز را با حس بد شروع کنید ببینید چه بلایی بر سرتان می اید اما من توصیه می کنم اگر هم می خواهید امتحان کنید اول روزتان اول با حس خوب شروع کنید.

چه چیزهایی در زندگی داریم؟؟؟؟

خداوند به همه ما در زندگی چیزهایی عطا نموده که باعث خوشبختی و لذت ما می شود. و هر کدام از آن ها به تنهایی دنیایی است از لذت و شکر و سپاس از قدرت مطلق.

که مشکلات ما در برابر آن ها چیزی نیست اما چرا بشر ۲ پا قدر داشته هایش را نمی داند و مدام از مشکلات شکایت می کند و براحتی اجازه می دهد فشار مشکلات او را از پا درآورد. جوابش  را نمیدانم اما راه کاری دارم که می تواند ثابت کند که داشته های ما از نداشته های ما و نکات مثبت از نکات منفی زندگی بیشتر است.

همین الان بلند شید یک قلم و کاغذ بردارید و گوشه ای بنشینید و بنویسید در یک ستون مشکلات و در ستون روبرو داشته هایتان را، هر چه دارید بنویسید من برایتان مثالی نمی آورم تا خوب فکر کنید .آن ها را روی ترازوی وجدان بگزارید دیدید کفه داشته هایتان سنگینی می کند . 

هر موقع احساس کردید مشکلات روی  شانه هایتان سنگینی می کند دست به قلم شوید تا معجزه قلم را ببینید و حالا که احساس سبکی کردید راحت می توانید راجع به مسائل فکر کنید و تصمیم بگیرید .

از همین الان  شروع کنید با شکرگزاری لذت زندگی را درک کنید.

رها کردن یعنی چه؟

رها کردن یعنی چی؟

آیا کار درستی است؟ من مسافرم را رها کنم تا هر آنچه که می خواهد انجام دهد؟ اما نه واقعا اینطور نیست! رها کردن مسافر بیشتر از این که به نفع مسافر باشد به سود همسفر تمام خواهد شد!!! وقتی من مسافرم را، هر چیز یا هر شخصی را که به آن قفل شده ام را رها می کنم در قدم اول به آرامش خاطر می رسم و ذهنم سبک می شود و راحت تر می توانم به روی هدفم و زندگی و خواسته هایم تمرکز کنم  ،البته که کار سختی است  ولی آسان می شود زمانی که درک کنم وجودی الهی هستم و باید خودم را ، مسئولیت ها و رسالت های خودم را پیدا کنم. رها کردن یعنی عاشق شدن، عاشق مخلوق خدا شدن، رها شدن از اسارت هایی که با آموزش های غلط به من داده شده بود و امروز من مسئولم و خود باید در راه آموزش قدم بردارم، رها کردن با محبت همراه است چون با آگاهی و دانایی انجام می شود، من می دانم چه می خواهم ، هدف دارم و در راه رسیدن به آن هدف باید رها کردن را بیاموزم ، رها می کنم و خودم را پیدا می کنم و خیلی بیشتر از سابق می توانم برای اطرافیان و صدالبته برای خودم مفید باشم. باید پذیرش داشته باشم معیارها و خواسته ها و نقاط ضعف خودم را بشناسم. خودم را برای خودم مشخص کنم چی هستم و چی می خواهم آن وقت به ایمان و تقوایی می رسم که سبک بال سبک بال زندگی می کنم ترس از وجودم بیرون می رود و اعتماد به نفس جای آن را می گیرد.

با احترام: خاطره زالی