دلنوشته
"به نام خدا"
به نام خداوندی که کنگره را سر راه من و خانوده ام قرار داد .
امروز وقتی به گذشته نگاه می کنم می بینم که خیلی دوست داشتم به پسرم کمک کنم تا از اعتیاد رها شود اما به دلیل نداشتن آگاهی نه تنها کمکی نکردم بلکه به دلیل عدم آگاهی موجب شدم تا رفتارهای ضدارزشی بیشتری از خود نشان بدهد.
امروز احساس می کنم چیزی از زندگی نمی دانم و در کنگره ماندگار شدم تا زندگی سالم را آموزش بگیرم تا بهتر بتوانم به فرزندم که به امید رهایی به کنگره آمد و باز با رفتار اشتباه من مدتی است از کنگره جدا شده کمک کنم، من با منیت و عجله و بی صبری که داشتم باعث شدم فرزندم دوباره به مصرف قبل خود بازگردد.
من با خواست خودم پسرم را به کنگره آوردم ، اوایل خیلی خوب بود، اما به دلیل عدم آگاهی بسیار عجله داشتم و می خواستم خیلی زود پسرم به رهایی برسد و دائم ایراد می گرفتم و نتوانستم به معنی واقعی او را رها کنم تا او خود را پیدا کند.
به دلیل بی صبری های من پسرم از کنگره جدا شد اما به لطف خدا همسرم هم که به تریاک اعتیاد داشت دو ماه است که به کنگره آمده و سفر خود را آغاز کرده است و من هم پا به پای او به کنگره می آیم تا جهان بینی کنگره را کسب کنم که بتوانم خودم را بشناسم ، انسان را بشناسم و ایمان دارم پسرم هم خواهد آمد و به امید خدا به رهایی خواهد رسید.
در آخر می خواهم از جناب مهندس، خانواده ایشان، و کل خانواده کنگره 60 ، راهنمایان صبور و عاشق و مرزبانان و کل خدمت گزاران کنگره که برای به رهایی رسیدن مسافران از دام اعتیاد و بیرون رفتن همسفران از جهالت زحمت می کشند تشکر و قدردانی کنم.
عزیزانی که همیشه با روی گشاده و چهره خندان پذیرای ما هستند و امیدوارم به یاری و کمک این عزیزان عزت از دست رفته خود را بازیابیم.
همسفر زهرا