این روز خوب ، این روز بد!!!
.... و این یک روز نفرت انگیز است که در آن هیچ اتفاق خوشایندی به وقوع نمی پیوندد.همه چیز بد شروع شده، ساعت زنگ نزد، و رسیدن به ساعت مقرر برای قرار محال است،بدتر اینکه ترافیک، این ترافیک لعنتی...نه! این یک روز افتضاح است . این شهر یک قوطی کبریت است که هرروز صبح باید یک خرس را در آن جا دهی. البته این غیر ممکن است ، مثل جای پارک که هرگز پیدا نمی شودو قسمت غم انگیز ماجرا این است که همه این ها تنها مقدمه داستان هستند ؛ مقدمه ای برای شروع یک روز تلخ !
آیا واقعا این روز ها به خودی خود خوب یا بد هستند؟ یا علت در جایی دیگر دارد به ما ریشخند می زند؟ از اینکه ما ساده ترین راه را برای ناکامی ها و شکست ها ی خود پیدا کرده ایم و دنبال راه حل نیستیم و روز به روز اوضاع و احوالمان خراب تر از روز قبل می شود. حالا من شما را به روز هایی میبرم که به جادو و جادوگری اعتقاد داشتند.
جادوگران عهد خیلی وقت پیش ، شیوه ای در نگارش متن های نفرینی داشتند که موجب موفقیت شان میان عوام شده بود . آن ها باهوش ترین مردمان دوره خودشان بودند.عده ای بیشماری برای گرفتن انتقام، شکست دشمنان و به اصطلاح امروزی تر چراندن اطرافیان ، به جادوگران مراجعه می کردند و جالب اینکه راضی از عملکرد جادوگر انعام قابل توجهی هم می پرداختند!
روش هایی برای انتقال انرژی وجود دارد و انرژی منفی هم راحت تر منتقل می شود! حالا من یک مثال برای روشن تر شدن قضیه می آورم:
دوستی که دانشجوی گرافیک بود، روزی این ایده به سرش زد که به یکی از قبرستان ها برود و چند نسخه از دست نوشته ها قدیمی را که طرح ها ی عجیب و غریبی هم روی آن کشیده شده پیدا کند و برای تحویل درس به استاد از این طرح های قدیمی استفاده کند. او چند نسخه از این کاغذ ها را پیدا کرد و با خودش به خانه برد وقتی به خانه رسید دیگر شب شده بود و البته او نمی توانست جلوی کنجکاوی اش را بگیرد بنابراین کاغذها را از کیفش بیرون آورد و شروع کرد به بررسی آن. او خواند و خواند و خواند... تا ناگهان دچار دلهره ای شد.دچار وحشت شده بود و دنبال راهی برای خروج از این شرایط می گشت در نهایت نتوانست وجود کاغذهای عجیب و غریب را در اتاقش تحمل کند و آن ها را از پنجره به بیرون پرتاب کرد!
در این به اصطلاح طلسم ها اگر دیده باشید حجم غیر قابل تحملی از واژه های منفی وجود دارد که با تکرار و تکرارو تکرار خواننده را تحت تاثیر قرار می دهد. حالا این کلمات چه نوشتاری باشند چه گفتاری تاثیر خود را بر روان انسان می گذارد. و ما با کلمات موج مثبت یا منفی را به کارهای روزانه خود تزریق می کنیم و چه بهتر که هم خودمان با تمرین و تکرار روزها یمان را با کلمات زیبا و حس خوب شروع کنیم و هم با فرادی که دید مثبت دارند معاشرت کنیم . حالا اگر به این گفته ها اعتقاد ندارید و علت مشکلات را در جایی خارج از دیدگاه خودتان می بینید می توانید امتحان کنید یک روز را با حس بد شروع کنید ببینید چه بلایی بر سرتان می اید اما من توصیه می کنم اگر هم می خواهید امتحان کنید اول روزتان اول با حس خوب شروع کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1:59 توسط خاطره زالـــی
|