گزارش جلسه پنجشنبه91/8/11

روزپنجشنبه 91/8/11جلسه ی سیزدهم از دور سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60شعبه ی پیک کرج به استادی آقای عباس رحمانی ونگهبانی آقای علیرضا علیمحمدی ودبیرموقتی آقای محسن عموزاده با دستور جلسه"از فرمانبردای تافرماندهی" رأس ساعت مقرّر آغاز به کار نمود.
"خلاصه سخنان استاد"
استاد با ابراز خشنودی از اینکه دوباره در جایگاه استادی قرار گرفته اند سخنان خود را اینگونه آغاز نمودند.
دستور جلسه این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی است.معمولااسم فرماندهی که می آید ما به یاد فرمانده نظامی یا سرهنگ می افتیم.امّا این دستور جلسه برای چه در کنگره قرار گرفته است؟خود من در زمان اعتیادم،در مقطعی مواد مخدر سرخوشی خاصی به من میداد امّاکم کم متوجه شدم که دارم درباتلاق فرومیروم ،میخواستم به دوران قبل از اعتیادم برگردم امّانمیتوانستم.یه زمانی موادبیشتر مصرف میکردم تا بتوانیم چیزهایی که حقّم بود یا فکرمیکردم حقّم هست را بگیرم یعنی با مصرف مواد بیشتر میخواستم به فرماندهی که از دست داده بودم برسم.امّا هرچقدر تلاش میکردم بی فایده بود.

شخصی که وارد کنگره میشود اگر فرمانبرداری نکند قطعاً به درمان نمیرسد.من قبل از ورودم به کنگره هرراهی را که رفتم وهر چقدرفکرکردم به نتیجه ایی نرسیده م.
به محض پیدا کردن کنگره درهفته ی اول تمام فکرم این بود که علت اینکه راهنما در کنگره خدمت میکند چیست؟ بدون هیچ توقعی وقتش وانرژیش را در اختیار من قرار میدهد. به این نتیجه رسیدم که باید از فکر راهنما استفاده کنم بدون اینکه قضاوت کنم ،کسی که در موردراهنمایش قضاوت کند قطعاًبه نتیجه نمیرسد چون فکرش افیونی ست.
درکنگره ما میگویم هرچیزی هم صوراشکار دارد هم صور پنهان.کسی که مواد مخدر مصرف میکند وقتی موادش تأخیر پیدا کند ناخودآگاه آبریزش بینی،پرش دست وپا پیدا میکند ودست خودش نیست چون فرماندهی سیستم بدنش را از دست داده است.برای خروج از این، کسی میتونه فرمان بدهد که به دانای مؤثر رسیده باشد،کسی که به درجه ی کمک راهنمایی رسیده باشد،چون این راهنماست که میتواند آدرس دقیق را به رهجو بدهد.

اگر درکنگره فرمانبردار خوبی باشی وقتی دو سه پله را درست طی کنی انرژی میگیری وشادی وشعف پیدامیکنی،چون کم کم به فرماندهی میرسی.در کنگره همه ی مامتوجه شده ایم که وقتی خوبی بیاید بدی میرود وقتی روشنایی بیاید تاریکی میرود،هیچ چیز نمیتواند جای مواد را بگیرد جز مواد شبه افیونی بدن .باید دینورفین واندروفین بیاید مرفین میرود تا اینها نیاد شخص احساس نیاز میکند.
دلیل موفقیت خود من این بود که فرمانبردار خوبی بودم وقتی وارد کنگره شدم از نظر درونی وبیرونی بسیار آشفته بودم وحتّی خودم هم خودم را قبول نداشتم واگر محبت کنگره نبود من هیچ وقت حالم خوب نمی شود .باید الفبای کنگره را یاد گرفت والفبای کنگره قوانین وحرمت هاست .
ما درکنگره باید از همه ی ابزارها استفاده کنیم .جهانبینی در کنگره بسیار مهم است با جهانبینی ما میتوانیم به خودمان وخانواده ی خود وجامعه خدمت کنیم.زمانی ما میتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم که جهانبینی قوی داشته باشیم وجهانبینی قوی زمانی به دست می آید که در کنگره به موقع حضور داشته باشیم وآموزش ها را درست بگیریم.
جلسه ی امرو ز رأس ساعت 17:30 دقیقه بادعای کنگره به پایان رسید