جلسات جهانبینی چهارشنبه مورخ 91/10/6 هجدهمین جلسه از دور چهل و پنجم سری کارگاههای آموزش جهانبینی کنگره 60 با نگهبانی جناب مهندس حسین دژاکام و استادی آقای دکتر حاج رسولی و دبیری خانم مریم رضایی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

در ابتدا جناب مهندس فرمودند : تصمیماتی در کنگره 60 گرفته شده است که من به عرض شما می رسانم. یکی اینکه آقای حکیمی به عنوان ایجنت نمایندگی اراک انتخاب شدند البته ایشان یک یا دو بار در هفته به نمایندگی اصفهان نیز می روند.

مطلب دومی صحبت من ، مربوط به ساخت و ساز می باشد. ما در حال ساخت و ساز برای کنگره 60 می باشیم که امسال نمایندگی هیدج و رباط کریم ساخته شده و در حال ساخت نمایندگی در اصفهان می باشیم. هزینه زیادی صرف ساخت و ساز می شود. در کنار آن برای ورزش نیز هزینه هایی داریم و هر ساله مبلغ زیادی در این زمینه صرف نموده ایم. کنگره 60 در لیگ شرکت نموده است و هزینه آن را نمی توان نادیده گرفت. علاوه بر آن مسابقات جام سردار بوده که جوایز آن نقدی میباشد.

ما تصمیم گرفتیم تا هزینه ای برای تحقیقات در کنگره 60 به صورت مشخص داشته باشیم. در نوشتار کنگره 60 چیست ، "انتقال اطلاعات کنگره 60 به سایر انسان ها" ذکر می شود که از برنامه های ما در چند سال اخیر بوده است. انتقال اطلاعات و دانش با سایت ، رسانه ها و مصاحبه امکان پذیر است اما زمان زیادی به خود اختصاص می دهد. از این طریق قرن ها طول می کشد تا ما اطلاعات خود را به دنیا منتقل کنیم.

تصویب شده است در سال 2013 میلادی ، مبلغ صد میلیون تومان بودجه از کنگره 60 ، صرف تحقیقات علمی و مقاله شود. عقیده من این است که باید این مبلغ در صورت لزوم تا دویست میلیون تومان افزایش یابد. این هزینه برای انتقال اطلاعات در زمینه مقاله نویسی می باشد چراکه ما مطالب بسیار زیاد و متنوعی در کنگره 60 داریم.

مدیران کنگره 60 تصمیم گرفته اند که در سال 2013 میلادی ، این مبلغ را برای تحقیقات به کار گیرند و در صورت لزوم تا دویست میلیون تومان آن را افزایش دهند. قطعا کنگره 60 چنین توانی خواهد داشت.

ما در زمینه های مختلف هزینه هایی داریم در نتیجه باید در زمینه تحقیقات مبلغی خرج کنیم تا بتوانیم دانش خود را منتقل نماییم. دانشی بر مبنای باورهای علمی استاندارد.

امیدوارم در سال 2013 میلادی به کمک یکدیگر ، در انجام این کار به موفقیت برسیم و بتوانیم مقالات زیادی در زمینه های مختلف ارائه دهیم.

خوشبختانه آقای دکتر نبئی در کنار ما هستند و در زمینه آغازنامه به افراد کمک خواهند نمود. برای ارائه آغازنامه به دانشگاه تهران و یا مرکز ملی مطالعات علمی اعتیاد می روند و یا در کنگره هستند و اینگونه است که تحقیقات دارای نظم خاصی می باشد.

سخنان استاد :

در جلسه گذشته آقای دکتر نبئی دسته بندی موادمخدر را برای شما شرح دادند. من امروز می خواهم راجع به یکی از سفر های خود که سفری به افغانستان بود برای شما صحبت کنم. من بارها در جمع شما عزیزان بوده ام و برای شما در زمینه های مختلف صحبت کرده ام اما صحبت های امروز من کمی متفاوت است.

من سفر های زیادی رفته ام ، در برخی از آنها با مدال برگشته ام ، در برخی سفرها با حال بد بازگشته و بیهوش بوده ام ، کنگره های علمی رفته ام و ... اما سفر من به افغانستان برایم بسیار جالب بود.

اگر جناب مهندس دژاکام شخصا در نشست افغانستان حضور داشتند مطمئنا موفقیت ما به نام کشور ایران و کنگره 60 بسیار بالاتر می رفت. متاسفانه ایشان و آقای عباس امیرمعافی دیر مطلع شدند و در زمان کوتاه آماده شدن پاسپورت امکان پذیر نبود. بسیار خوشحالم که جزو نفراتی بودم که تعیین شدم اما از طرفی بدشانسی من بود که این عزیزان در کنار من نبودند.

این سفر از طرف UNODC و با نظارت ستاد مبارزه با موادمخدر بود همچنین نشسست منطقه ای موادمخدر و مبارزه با موادمخدر در افغانستان بود. در این نشست کشورهای افغانستان ، پاکستان ، ایران ، قرقیزستان ، تاجیکستان و کشورهای منطقه ای اطراف با نظارت امریکا و استرالیا حضور داشتند.

من قبلا در کنگره های علمی حضور داشتم تا مقاله علمی خود را ارائه دهم ، دانشجویانی بودند که پاسخ آنها را بدهم ولی این نسشت اصل قضیه بود و در این باره اولین بار بود که شرکت داشتم. در این جلسات احساس ترس داشتم و در فکر این بودم که اگر صحبتی پیش آید یا سوالی مطرح شود ، تا چه اندازه حق پاسخ دادن دارم.

علاوه بر من دوستان دیگری از انجیوهای مختلف ایران حضور داشتند مانند آقای دیلمی زاده از انجیو تولد دوباره.

خوشبختانه بعر از گذشت روز اول ترس من ریخت چراکه متوجه شدم چیزی که ما از دنیا و پیشرفت علمی آنها می دانیم در عمل آنگونه نیست. ممکن است مقالات زیادی ارائه دهند ، دارای ژورنال باشند و خیلی دارایی های دیگر اما وقتی پای عمل پیش آید نمی توانند به اندازه یک شعبه کنگره 60 ، یک رهایافته واقعی نشان دهند. من در این نشست اساسا تفاوت کلمه درمان و ترک را متوجه شدم.

ما در کنگره 60 درمان شده ایم و این نکته بسیار حساسی است که تنها کنگره 60 به آن واقف است و آن را می داند. در دنیا همه می گویند ترک اعتیاد و چیزی از درمان اعتیاد نمی دانند. من به عنوان یک کوچکتر به نمایندگی از شما در این نشست شرکت داشتم و وظیفه ارائه گزارش را به صورت کامل داشتم.

آنها در روز اول منطقه بندی و دسته بندی نمودند. گروه مذهب ، هنر و ورزش در کنار هم بودند و طبیعتا من در این گروه قرار گرفتم. بعد متوجه شدیم از کشور افغانستان ، آقای نیکپا که در رشته تکواندو مدال برنز دریافت نموده است در جلسه حضور دارند. ایشان جملاتی شعاری ارائه دادند که ورزش بسیار خوب است ، اگر ورزش نکنیم کعتاد می شویم و ... جملاتی بسیار ساده و ابتدایی که از نظط علمی صحیح نیست. چراکه الزاما اگر ورزش نکنیم معتاد نمی شویم جمله درستی نیست. قهرمانان بسیاری داریم که ورزشکار بوده اند و به اعتیاد کشیده شدند و بلعکس.

نفر دوم فردی از پاکستان بود که در رشته تنیس فعالیت داشت. او نیز صحبت هایی در زمینه بدی اعتیاد و خوب بودن ورزش ارائه نمود.

بالاخره نوبت به من رسید. من در صحبت های خود گفتم اینگونه نیست که شما می گویید. رابطه ورزش و اعتیاد بسیار پیچیده و گسترده می باشد که من برای این دو چهار محور در نظر گرفته ام.

1 . نقش ورزش در پیشگیری از اعتیاد

2 . نقش ورزش در درمان اعتیاد

3 . نقش ورزش در کاهش از آسیب اعتیاد

4 . نقش ورزش غلط و دوپینگ در شیوع اعتیاد

در صحبت های خود گفتم ، در ایران هزاران نفر افراد مصرف کننده موادمخدر داریم که در گذشته مصرف کننده مواد بوده اند اما امروز مشغول به ورزش ، در قالب 16 رشته ورزشی می باشند. همچنین در کنار صحبت های خود تصاویری به عنوان سند ارائه دادم.

سایتی تحت عنوان مشهورترین قهرمانان معتاد جهان معرفی نمودم تا آنها ببینند چه افراد مشهوری به اعتیاد رو آورده اند.

در مقابل افرادی داریم که تا زمان حضور در کنگره 60 چیزی از ورزش نمی دانستند. آنها با اعتیاد وارد کنگره شدند و تبدیل به عضوی در تیم ملی و قهرمانی مطرح در ایران شدند. مانند آقای عباس امیرمعافی و دوستان دیگر در راگبی و ... من تصاویر را کامل در این نشست نشان دادم.

بحث من در رابطه با ورزش و اعتیاد بود. با توضیحات من افراد آنجا متوجه شدند ما شعار نمی دهیم و بسیار از آنها جلوتر هستیم. در ادامه تعداد رشته های ورزشی کنگره 60 را نام بردم که برای آنها باور نکردنی بود.

آنها تصاویر بچه های قبل از درمان و ورود به کنگره ، در کنار تصاویر درمان شده آنها می دیدند. این مقایسه برای آنها بسیار عجیب و حیرت آور بود و می پرسیدند این افراد چگونه به چنین جایگاهی رسیده اند.

بحث اصلی این بود که چگونه فرد مصرف کننده با ظاهری ژولیده به فردی ورزشکار تبدیل شود. زمانی به من اختصاص داده شد تا راجع به این مسئله توضیح دهم. من به عنوان سخنگوی کنگره 60 ، اعلام کردم ورزش درمان کننده اعتیاد نیست. ورزش یکی از روش های کمکی برای درمان اعتیاد می باشد. یکی از آیتم ها در درمان اعتیاد در ایران ، با روش DST و با استفاده شربت OT ، ورزش می باشد. این روش حدود 14 سال است که ابداع گردیده و تحقیقات گسترده ای روی آن انجام شده است. در کنار ورزش هنر نیز وجود دارد و مهمتر اینکه جهانبینی نیز در کنار آنها قرار دارد ، تا زمانی که اندیشه و جهانبینی من درست نشود چگونه می توانم از لذت مواد دست بکشم. تا زمانیکه جهانبینی من تغییر نکند چگونه دید من نسبت به اطرافیان عوض خواهد شد ؟

بعد از صحبت های من آنها به تازگی متوجه شدند درمان اعتیاد یعنی چه ، آنها افراد مصرف کننده را در کمپ های خود پذیرش می کردند و بعد از گذشت 2 الی 3 ماه آنها را مرخص کرده و برچسب سلامت به آنها می چسباندند. اما برگشت مجدد آنها به کمپ ها اتفاق می افتاد و یا بعضی اوردوز می کردند و می مردند. مسئولین کمپ به عواقب ترک فکر نمی کردند و اصولا چیزی به عنوان درمان اعتیاد وجود نداشت.

خانم دکتر پروین محمد اعظم خان از کشور پاکستان در آنجا حضور داشت. ایشان صاحب کمپ های بسیاری هستند اما بسیار کنجکاو در رابطه با کنگره 60 و درمان اعتیاد سوال می پرسیدند.

من از ستاد مبارزه با مواد مخدر بسیار تشکر میکنم چراکه همراه داشتن هر مدرک کتبی و پخش آن در کشورهای دیگر نیاز به مجوز دارد و این ستاد لطف بزرگی در حق من نمودند. من کتاب های ترجمه شده جناب مهندس دژاکام را به همراه خود بردم چون می دانستم زمانیکه صحبت از روشی خاص شود افراد حاضر طلب مدرک خواهند نمود. جناب مهندس دژاکام لطف کرده و تعدادی کتاب برای من ارسال نمودند که متاسفانه تعداد کم بود و متقاضی زیاد.

935IMG_5023.jpg

در زمینه هنر نیز صحبتی داشتم و به آنها گفتم کشور ما در زمینه هنر بسیار پیشرفته است. در کنگره 60 سالهاست که افراد در زمینه تئاتر و موسیقی فعالیت دارند. کنگره 60 دارای گروه موسیقی و گروه تئاتر می باشد که خوشبختانه سی دی نمایشنامه خانم شانی همراه من بود که آن را ارائه دادم.

از من پرسیده شد مفهوم درمان چیست و من پاسخ دادم چیزی که آموخته ام این می باشد که هرگاه فردی حتی خواب مصرف مواد را ندید درمان شده است.

در دنیا ادعا بر دانش می باشد و این درست می باشد. من به این باور رسیده ام که دانش ما ایرانیان ، آقای مهندس و یاران ایشان ، به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست. زمانیکه از ورزش و اعتیاد صحبت می شد با خود می گفتم چه خرف هایی زده می شود ، ما کجا هستیم و آنها کجایند ، ما در 16 رشته ورزشی فعالیت داریم با امکانات بسیار کم ،دون هیچ اعتزاض و پرخاشی.

در بحث رهایی از اعتیاد نهایت ادعا آنها کمپ های پیشرفته بود اما خروجی چگونه است و درمان کجاست ؟ من در این نشست متوجه شدم ما از کشورهای مدعی در پیشرفت ، در دانش مبارزه با اعتیاد فوق العاده جلو هستیم.

خیلی از کشور در این نشست حضور داشتند و خواستار این شدند تا کتاب کنگره 60 را به زبان روسی ترجمه نمایند. راهی که آقای طاهری به آنها پیشنهاد دادند این بود که به سفارت ایران در کشور خود مراجعه نمایند ، کتاب کنگره 60 را با خود ببرند و که می خواهند این کتاب را به زبان روسی ترجمه نمایند. آنهابا ستاد مبارزه با موادمخدر یا مالکین کتاب تماس می گیرند. زمانی که به آنها مجوز داده شد می توانند کتاب را به زبان روسی ترجمه نمایند.

من و هیئت علمی در این سفر متوجه شدیم در زمینه اعتیاد بسیار جلو هستیم. در روز آخر پیشنهادی دادم و تصویب شد و باید از دفتر UNODC آن را دنبال کنیم. پیشنهاد من ایجاد دفتری در سازمان ملل تحت عنوان ورزش بر علیه اعتیاد بود.

سوال دیگری که از من پرسیده شد این بود که نقش ورزش در پیشگیری از عتیاد چه می دانید؟ من پاسخ دادم پیشگیری در سنین کودکی و نوجوانی اتفاق می افتد و آنها حرف من را کاملا قبول داشتند. چند اسلاید به آنها نشان دادم از بچه هایی که سرگرم بازی های کامپیوتری هستند و گفتم این سوقات شماست. در کنار آن اسلایدی نشان دادم از بچه هایی که بازی های سنتی می کردند و بسیار فعال بودند. حتی در ظاهر جسمی آنها تفاوت دیده می شد ، گروه دوم اجتماعی و قانون مدار بود در صورتی که گروه اول اینگونه نبود. گروه اول منزوی و تنها بوده و گروه دوم در جمع و اجتماعی و تفاوت های دیگر که تک تک برای آنها نام بردم.

ما نقش ورزش در پیشگیری از اعتیاد را ورزش های مدرن نمی دانیم بلکه بازی های بومی سنتی می دانیم. این حرف ها نیز برایشان بسیار جالب بود و روی آن بسیار بحث شد.

اینبار من سوالی از آنها پرسیدم ، آیا وجود شغل عاملی برای قطعا پیشگیری از اعتیاد است ؟ آنها صراحتا پاسخ مثبت دادند. من گفتم این تفکر شما اشتباه است چرا که بسیاری از افراد معتاد در کشور خودتان ، همه دارای شغل بوده اند و تعداد شاید تعدادی بیکار بوده اند. آنها متوجه شدند"بیکاری قطعا عامل اعتیاد است"تنها یک شعار است. من مثال هایی برای آنها زدم که دیدی تازه پیدا کردند و فهمیدند اعتیاد متعلق به بیکاران نیست.

آنها در زمینه شغلی سوال کردند آیا بعد از درمان ، آقای مهندس دژاکام به آنها شغل می دهد. در جواب گفتم خیر اما سلامت شخص به او شغل خواهد داد. زمانیکه دیدگاه فرد تغییر کند و بفهمد که تا به حال چه اشتباهاتی داشته است ، می داند چه کارهایی باید برای آینده خود انجام دهد. از کارهای ساده شروع می کند و چون به ماهیت وجودی خود و ارزش های خود پی برده است ، به سرعت پله های ترقی را طی مینماید. آنها در زمینه شغلی موفق خواهند بود حتی اگر هیچ کس به آنها کمکی نکند. جناب مهندس شغل نمی دهند بلکه تفکر را تغییر می دهند.

دنیا باید بداند که نور و چشمه جوشانی در این سرزمین و به دست این انسان ها به وجود آمده است. در این زمینه دنیا سیراب خواهد شد چراکه من با مقایسه این تفاوت را دیدم. هرگز چاه خشک را نمی توان با شیلنگ آب پر نمود. اگر چشمه ای توسط انسانی نادان پر شود ،چشمه راه خود را تغییر داده و در جایی دیگر پیدا خواهد شد. چشمه هرگز نمی میرد. اگر آدمی عاقل پیدا شود و چشمه را بازکرده و اطراف آن را بسازد ، خواهد دید که این چشمه منبع حیات و خوشبختی برای جامعه ای بزرگ خواهد شد.

اینجا چشمه است ، این روش یک چشمه است که می تواند جهان بشریت را از دردی به نام اعتیاد به مواد اعتیاد آور نجات دهد. همچنین جهانبینی که در پروسه درمان وجود دارد بسیار نجات دهنده است. اعتیاد در هر چیزی وجود دارد غذا خوردن ، اینترنت ، مسائل رفتاری بد و ... این روش در هر اعتیادی شفادهنده است.

من از جناب مهندس بسیار سپاسگذارم که اجازه دادید در کنار شما باشم. من نتوانستم خدمتی کنم و روز بروز از شما بهره گرفتم. امروز خوشحالم از اینکه به شما اعلام کنم ، روش و راه درست است. در تاریخ امروز و در پایان سال 2012 میلادی ، هیچ روش درمانی دیگری حتی به گردپا و نزدیکی روش درمانی کنگره 60 نمی رسد. ضمن اینکه آقای مهندس دژاکام و اینجانب برای همه دوستان که در زمینه اعتیاد فعالیت دارند مانند NA و تولد دوباره ، متادون و هر گروهی که سعی دارد غول اعتیاد را شکست دهند ، قابل احترام می باشند. روش درمان و کلمه درمان شایسته این روش و این سیستم می باشد. برای همه شما آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم سایه جناب مهندس دژاکام همیشه بر سر کنگره 60 و همه ما باشد. به امید روزی که بتوانیم حقانیت این سیستم را به دنیا ارائه دهیم.

در پایان مجددا جناب مهندس دژاکام به نکته ای دیگر اشاره نمودند.

زمانیکه صورت مسئله حل می شود ممکن است روش های زیادی جواب دهد. روشن شدن صورت مسئله اعتیاد تنها در افغانستان نیست ، من در کنفرانس های بین المللی لندن بوده ام ، به آلمان و هند رفته ام و در کنفرانس های بین المللی می دیدم که همه جا صحبت از ترک اعتیاد بود.

جهان پزشکی در مقابل اعتیاد زانو زد. درمان اعتیاد در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و اعتقادی بر این مسئله نیست. من با کارشناسان و دانشمندان این حوزه در امریکا ، در اینباره هفته ای سه ایمیل ارسال و دریافت می کنم. آنها در تمام دنیا گردش دارند و می خواهند به روش ما برسند. آنها از تمام کارهای ما الگوبرداری کرده و هرچه به آنها می گوییم اجرا می نمایند.

امروز ما با پزشکان در کنار یکدیگر همکاری می کنیم. یکی از معضلات کشورهای امریکایی درگیری با پزشکان می باشد. پزشکان متادون و بوپرونرفین تجویز می نمایند و مراکز ترک افراد را برای ترک این دو ماده بستری می نمایند. این دو نیرو مخالف یکدیگرند در صورتی که ما با یکدیگر همکاری می کنیم. کارهایی از عهده آنها بر می آید و کارهایی از عهده ما بر می آید. ما به یکدیگر نزدیک می شویم تا اطلاعات خود را به یکدیگر منتقل نماییم.

در بوشهر، قم ، اهواز ، آبادان ، اصفهان چند کلینیک با ما همکاری دارند ، معاونت درمان دارویی ، دانشگاه های علوم پزشکی ، مرکز ملی مطالعات علمی اعتیاد همگی با ما در ارتباطند. اگر صحبت های ما علمی نبود به هیچ عنوان مورد قبول این عزیزان نبود. ما می خواهیم دانش و تحربیات خود را به کلینیک ها انتقال دهیم ولی باید ابتدا سازکار را به آنها بیاموزیم چراکه ما 15 سال در این زمینه فعالیت داشته ایم و نتیجه گرفته ایم.

ما با این عزیزان همکار شده ایم و شدیدا به وجود آنها نیازمندیم. آنها نیز برای انجام کارهای تحقیقاتی باید با ما همکار باشند و نیاز به این حوزه تحقیقاتی دارند. ما نه تنها در زمینه اعتیاد بلکه در درمان بیماری های دیگر تحقیقات انجام می دهیم وآنها نیز به نتیجه می رسند.

شخصی به جنگا رفته بود و پرسید جنگل کجاست ؟ به او گفتند همین جایی که ایستاده ای جنگل است. او گفت درختان نمی گذارند من جنگل را ببینیم. این یک لطیفه است اما کاملا درست است. کسی که در جنگل باشد جنگل را نمی بیند اما اگر او بالای کوه یا در هواپیما باشد جنگل را خواهد دید. اگر نوشته ای را جلو صورت خود بگیرید آن را نمی توانید ببینید ، باید فاصله ای وجود داشته باشد تا نوشته دیده شود.

حکم قاضی در حیات خود بزرگ جلوه نمی کند. باید زمان سپری شود. در داخل نیز همینگونه است ، این اتفاق در داخل ا فتاده است اما چون نزدیک است دیده نمی شود. گاهی به کتمان و پنهان کردن نیز کشیده می شود. یعنی گاهی کافر می شوند.

کافر به دشمن خدا نمی گویند بلکه به کسی می گویند که چیزی را پنهان کند و ریشه آن کفر است. کسی که حقیقتی را بداند و آن را پنهان نماید کافر است. کسی که خدا را بشناسد و او را پنهان کند کافر است ، کسی که خدا را نمی شناسد کافر نیست چون چیزی برای پنهان کردن ندارد.

با احترام همسفر الناز رک

نمایندگی استاد معین