وادی پنج 91

جناب مهندس حسین دژاکام

در جهان فیزیکی و حیات ما فکر کردن به طور مطلق مسائل  زندگی را حل نمی کند و به طور کلی از وادی یک تا 4 ما روی تفکر کار کردیم  و تفکر را از حالات گوناگون بررسی کردیم و تا وادی چهارم تمام گریز گاه های ما را سد می کند تا جایی که نتوانیم مشکلاتمان را گردن کسی بندازیم، مثلا اگر در فلان کشور به دنیا می امدم یا پدرو مادرم افراد دیگری بودند وضع من فرق می کرد را رد می کند.

از ازدواج اگر و مگر فرزندی متولد شد به نام کاشکی، راه این کاشکی و اگرها و مگرها را می بندد  و ما فقط یک راه داریم تنها راه ما این است که روی خود حساب کنیم البته ما منکر کمک خانواده و جامعه نیستیم اما مهم این است بار مسئولیت به عهده خود ماست.

زاویه دیدگاه ما مهم است و باید روی خودمان حساب کنیم و تا زمانی که روی خود حساب نکنیم به هیچ چیزی نمی توانیم برسیم مگر اینکه مثل گداها دستمان را دراز کنیم و دائم کمک دیگران را بخواهیم حتی برای دریافت محبت هم گاهی اوقات باید گدایی کنیم تا دیگران به ما محبت کنند.

از وادی یک تا 4 به ما تفکر را می آموزد و تفکری که وارد مرحله عمل نشود ارزشی ندارد افرادی در کنگره بودند که تمام متون را حفظ بودند اما ذره ای از آن را نتوانستند اجرایی و استفاده کنند

برای نهادن چه سنگ و چه زر

وقتی شما یک مقدار پول و یا طلایی را جایی پنهان کنید با یک مشت خاک و یا سنگ فرقی نمی کند . من کتب و صحبت های بزرگان را حفظ هستم اما نحوه استفاده از آن را بلد نیستم به چه دردی می خورد؟

وادی پنجم می گوید مجموعه این گفتارها را می توانی اجرا کنی؟

بلد بودن زمانی ارزش دارد که ما بتوانیم آن را اجرا کنیم در غیر اینصورت هیچی ارزش ندارد،دانستن خالی ارزشی ندارد، مثل اینکه شما تمام فنون جودو را می دانی اما توان اجرایی نداری و این هیچ ارزشی ندارد.

ما در بعد زمینی در چند جهان زندگی می کنیم؟

سه جهان را برای شما مطرح می کنم:

1-  در جهانی که همه ما بیداریم و همه آن را قبول داریم.

2-   جهان خواب، وقتی می خوابیم در یک بعد دیگری هستیم و یک سری خواب هم می بینیم. که مقداری از آن در یاد ما می ماند و مقداری را هم فراموش می کنیم.

3-  جهان ذهنی ما، که فوق العاده جهان مهم و حائز اهمیت است و آنقدر جهان ذهنی شگفت انگیز است اما ما ارزش آن را نمی دانیم و یکی از شاهکارهای خلقت است زمانی که شما جلوی یک کوه قرار بگیرید و نتوانید قله را ببینید اصلا کوه را نمی بینید و عظمت آن را درک نمی کنید و جهان ذهنی ما هم همین طور است.

چهار وادی قبل تماما روی جهان ذهنی کار کردند وادی پنجم می گوید از جهان ذهنی باید قدم در جهان عملیاتی بگذارید یعنی ساختارها و نقشه هایی که در ذهن کشیدی و پیاده و اجرا کردی باید در جهان عینی و عملیاتی هم پیاده کنی.

اگر ساختارها را از جهان ذهنی به جهان عملیاتی وارد نکنیم هیچ ارزشی ندارد، وسعت جهان ذهنی وسعت بیشتری نسبت به جهان بیرون دارد چرا که جهان کن فیکون هست  اگر  در جهان بیرون خداوند می تواند کن فیکون و شو شود را انجام دهد  شما هم در جهان ذهنی خود این کار را می توانید اجرا کنید در جهان ذهنی هر چه بگویید اجرا می شود.

اما در جهان بیرون پارامتر زمان اهمیت بسیاری دارد.

خیلی از افراد در جهان ذهنی زندگی می کنند و آنقدر افسرده می شوند که گاهی دست به خودکشی می زنند و باید ابتدا در جهان ذهنی خودکشی کند و بعد در جهان بیرون. جهان ذهنی خیلی خطرناک است و مثل لیزر عمل می کند، یک موضوعی را در جهان ذهنی آنقدر پرورش و قدرت می دهد که منجر به خودکشی می شود یا از شخصی تنفر دارد و این احساس را تشدید می کند تا این تنفر به اوج خودش می رسد یا هر چیز دیگرمثل نامیدی، افسردگی و...

برعکس این هم صادق هست یعنی امید را پرورش می دهد، می خواهد اندام متناسبی داشته باشد و ورزش را تشدید می کند می خواهد از ضدارزش ها فاصله بگیرد ارزش ها را تشدید می کند. در کل جهان دهنی خیلی قدرتمند است.

جهان ذهنی مقدمه ایست برای برنامه ریزی و یا عمل برای تمرین زندگی در جهان خاکی و جهان پس از مرگ است.

برای هر کاری دو موضوع را باید در نظر گرفت:

1_ تفکر و تشکیل ساختار مناسب ذهنی

2_ به اجرا درآوردن ساختار ذهنی

ممکن است در ذهن ما، ساختار های زیادی را بوجود بیاوریم اما آنهایی که منطقی هستند را می توانیم پیاده کنیم و برای اینکار باید یک شرایطی را بوجود بیاوریم، باید اضطراب،ترس، نامیدی و عدم اعتماد به نفس و تمام نکات منفی خارج بشویم و وارد مرحله آرامش بشویم یعنی همان تزکیه و تصویه و پالایش و باید سه اصل را مد نظر بگیریم، پندار سالم،گفتار سالم و کردار سالم.

برای خروج از نکات منفی باید یک پله هایی را طی کنیم:

1_ برگشت از ضد ارزش ها:

این همان مسئله توبه است،توبه یعنی بازگشت، اگر شما در عمق تاریکی هستید از آنجا بیرون بیایید، امکان ندارد شما بخواهید یک دفعه بیرون بیایید بلکه باید ذره ذره بازگشت کنید یعنی راهی را که رفته اید را برگردید. شاید شما بگویید این ضدارزش ها چی هستند؟ اگر هر انسانی به درون خود فرو برود خیلی سریع می فهمد که چه چیز ضدارزش است و چه چیز ارزش. ممکن است در فرهنگ های مختلف ضدارزش ها متفاوت باشد.

در اینجا چند ضدارزش را که همه ادیان، بی دین ها و همه فرهنگ ها آن را قبول دارند را نام می بریم: دروغ گفتن، دزدی،رشوه دادن و یا گرفتن،پیمان شکنی،مصرف مواد مخدر،غیبت، شهادت دروغ دادن،تجسس درکار دیگران و...

2_ خودداری: گاهی اوقات می خواهیم کاری انجام دهیم اما هرچه فکر می کنیم نمی توانیم درستی یا نادرستی کار را پیدا کنیم در این شرایط عقل سالم حکم می کند آن کار را انجام ندهیم.

3_ قناعت:

به طبیعت نگاه کنید ببینید از ساده ترین امکانات بهترین چیزها را درست می کند اما اگر بخواهیم یک گل پلاستیکی درست کنیم چند تا کارخانه باید کار کنند و چقدر زمان می برد تا یک گل مصنوعی درست کند اما طبیعت در یک زمین شور، با آب تلخ بهترین میوه های خوشمزه و خوشرنگ را تحویل می دهد.

در تمامی سطوح باید از کمترین امکانات بهترین و شایان ترین بهره را ببریم و این نباید با گدایی کردن اشتباه گرفته شود،ذره ای غذا و یا نان را نباید دور بریزید. در تربیت فرزندان نخواهید آنچه را که خود به آن دست پیدا نکردید فرزندانتان دست پیدا کنند و باعث بشود فرزندانتان را لوس با بیاورید.

4_ صبر:

ما در تمامی سطوح باید به طبعت نگاه کنیم و از آن الگو گرفتیم و می توانیم بگیریم.طبیعت تمام محصولاتش را با صبر تولید می کند بنابراین صبر عبارت است از:

پشت سر گذاشتن زمان همراه با تلاش و کوشش لازم برای رسیدن به هدف تعیین شده.

باید در صبر حتما تلاش و کوشش باشد و صبر چیز عجیب و غریبی نیست و یک ابزاری برای زندگی است. شما در همه کار صبر را باید در نظربگیرید. گاه یاوقات صبر طاقت فرسا و سخت می باشد اما یک پارامتر مهم زندگی است و برای رفتن و رسیدن این پله را باید طی کنی چون بعد از صبر حتما پیروزی قرار دارد.

5_ تجسس:

افرادی که در اداره آگاهی کار می کنند کارشان تجسس است و بابت آن مزد و حقوق دریافت می کنند و کاملا مشروع و مورد احترام هستند اما ما چکاره هستیم که در کار دیگران بدون مزد در کار دیگران فضولی می کنیم، کار قاضی تجسس است اما کار ما فضولی کردن است. جوامع پیشرفته از این فاز عبور کرده اند چرا که خودشان آنقدر کار دارند که وقت نمی کنند در امور دیگران فضولی کنند. هیچ فسق و فجور و ضدارزشی انجام نمی گیرد مگر اینکه لباس خیر به تن کند و فضولی می کنند و اسم آن را خیرخواهی می گذارند، این اصلا کار خیری نیست.

همیشه پس از فضولی و کسب اطلاعات نصفه و نیمه، قضاوت را شروع و سپس حکم هم صادر می کنید و خودشان هم کار اجرای حکم را انجام می دهند و بعد از آن شروع به غیبت کردن می کنند و در کتاب قرآن می فرماید: کسی که غیبت می کند مثل این است که گوشت مرده برادر خود را می خورد و دیوار غیبت دیوار سستی است که در نهایت روی سر خود غیبت کن خراب می شود.

شما یک زمان حرفی را سر جای خودش نمی زنید و جایی که نباید عنوان می کنیم مثلا: در لژیون اتفاقی می افتد و در اینجا باید به راهنما گفته شود این کار را نمی کنیم و به مقا بالاتر می گوییم که شاید ایجاد مشکل می کند در خانواده یک اتفاقی می افتد باید به پدر یا مادرگفته شود اما با کس دیگری در میان می گذاریم. بنابراین اگر مشکلی با کسی دارید با همان فرد صحبت کنید نه با کس دیگری.

6_ پس انداز:

باید پایه های مالی خود را محکم کنید.

 

همه انسان ها تصور می کنند پس انداز برای افراد پولدارهست برعکس پس انداز برای فرد فقیر و کسی است که درآمد کمی دارد. تمام بچه های کنگره باید پس انداز را یاد بگیرند.

بعضی ها فقط برای مردم زندگی می کنند و اینها بدبخت هستند کلی زحمت می کشند و به قول معروف صورت شان را با سیلی سرخ نگه می دارند که مردم بگویند اینها وضع شان خوب است. برای خودتان زندگی کنید و مهم نیست که دیگران چه قضاوتی در رابطه با شما دارند.

آدم بودند درست است نخواهید که جلوی صورتتان ماسک نگه دارید که خسته می شوید و به شدت از شما انرژی می گیرد، دیگران ارزش دارند اما فکر آنها در رابطه با زندگی شما مهم نیست شما برای دیگران زندگی نکنید.

7_ وکیل،رضا،تسلیم:

ما در تمام طول زندگی تمام توان و کوشش و تلاش خود را به کار گیریم و به خداوند توکل کنیم، و سه مرحله وجود دارد: مرحله زبان،مرحله دل و مرحله عمل.

یکی را دوست داریم فقط با زبان یعنی با زبان به او می گوییم دوستت دارم، اما یک زمانی هم به او می گوییم هم قلبا او را دوست داریم اما زمانی هم در عمل این دوست داشتن را نشان می دهیم.

بنابراین بایدهم زبانی هم قلبی و هم عملا به خدا توکل کنیم و در برابر او راضی باشم و با عبور از دو مرحله وکیل و رضا به مرحله تسلیم می رسیم یعنی در برابر خواسته قدرت مطلق نه راضی هستیم و نه ناراضی و تسلیم محض خواسته او هستیم.

به هر حال در وادی پنجم باید ساختارهای فکری را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم.