مصاحبه
_ لطفا خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان رضا هستم مسافر، تریاک مصرف می کردم 7 ماه و0 2 روز سفرم طول کشید به راهنمایی آقای سلامی، 11 سال و 3 ماه و 8 روز است که رها هستم البته مدتی هم در خدمت آقای لشگری بودم که ایشان فوت شدند.
_ نحوه ورودتان به کنگره به چه شکل بود؟
سال 79 من برای رفتن به کلاس هر روز از جلوی کنگره ( آکادمی) رد می شدم و توجهی نمی کردم ، 2 یا 3 ماه به همین صورت گذشت تا یک روز بالاخره تصمیم گرفتم و رفتم و مشاوره شدم و کنگره را شناختم و وارد جلسه شدم.
- در آن زمان حال و هوای کنگره چطور بود؟ آیا هیچ وقت فکر می کردید این تعداد جمعیت وارد کنگره بشوند؟
در آن زمان شاید با جلسات باز کلا 20 یا 25 نفر میشدیم، ولی شخصا در اوایل کارم هیچ وقت فکر نمی کردم به اینجا برسیم و فکر می کردم در حد یک امیدواری است خود مهندس همیشه می گفتند کنگره جهانی می شود می بینیم که وعده های مهندس یکی یکی وارد مرحله اجرا می شود.
_ چرا خدمت؟ شما 11 سال در کنگره حضور دارید و ادامه می دهید و خدمت می کنید.
برای اینکه حال خودم خوب می شود، خودم را در دیگران می بینم و دیگران را در خودم. همه ما با تمامی مسائل و مشکلات زندگی می کنیم ولی من در کنگره حالم خوب می شود فکر می کنم اگر خدمت نکنم به خودم ستم می کنم و نمی خواهم این را از خودم بگیرم.
_ یک سوء برداشت وجود دارد که ما مواد را کنار می گذاریم و تا زمانی که درکنگره هستیم مواد مصرف نمی کنیم. به نظر شما این درست است؟
اصلا این طور نیست در این صورت کار کنگره بیهوده می شود با این دیدگاه ما کنگره و در اصل انسان را خیلی محدود می کنیم ما در کنگره آموزش می بینیم ما کارهایی که در قبال کسی انجام می دهیم در واقع برای خودمان انجام می دهیم و حال خوش نصیب خودمان می شود، ذهنیت کنگره نباید محدود شود آموزش کنگره برای این است که ما از زندگی بیشتر لذت ببریم به خانواده به خودمان و به کارهایمان برسیم، کنگره انگشت اشاره است، من کنگره می آیم که خوب و سالم زندگی کنم ، آموزش های کنگره را باید در زندگی کاربردی کنم و زیبایی کنگره به کاربردی کردن آموزش های کنگره است .
_ غرور در کجای زندگی شماست؟
اگر بگم نیست دروغ گفتم ، وجود دارد مهم این است که چطور با این حس ها کنار بیاییم باید این حس ها را بشناسیم و بدانیم کجا باید از آن استفاده کنیم و کجا می خواهیم سوء استفاده کنیم. در کنگره یکی از مسائلی که انسان را خیلی درگیر می کند همین مسائل درونی خودمان است. غرور در مقابل چی؟ اگر من یادم باشد که چی بودم و کجا بودم و چگونه به اینجا آمدم، فکر نمی کنم آدم دچار غرور بشود. اگر امتیازی به انسان داده می شود لطف خدا بوده تا من به اینجا برسم و بتوانم خدمت کنم. غرور به کی؟ به چی؟ به انسان هایی که دربند هستند و عذاب می کشند؟ نسبت به چی؟ البته همین تضادها هستند که انسان را می سازد و و این آموزش هایی که وجود دارد انسان را معنی می کند تمام شخصیت ها و تمام افرادی که در رابطه با عرفان و معنویت و زندگی صحبت می کنند شاید همه این مسائل را داشتند و نسبت به آن شناخت پیدا کردند و توانستند راه کاری پیدا کنند. این مسائل هست که از افراد استاد یا شاگرد می سازد.
طبیعی است گاهی اوقات منیت سراغ انسان می آید و این بستگی به من دارد که چگونه آن را مدیریت کنم و از آن چگونه عبور کنم.
_ در پیام سفر اول قسمتی است که می گوید: « بند عشقی میان شما و قدرت مطلق بر قرار می گردد» این بند عشق برای شما چطور بوده آیا بند عشقی بوده؟
به نظر من برای تک تک آدم ها این بند وجود دارد وبستگی به ما دارد که چطور از آن برای تکامل استفاده کنیم، شدت و ضعف آن در افراد متفاوت است . باید ببینیم چطور می توان این بند را استحکام داد. قدرت مطلق را کسی ندیده، اما خدا را در موجوداتی که خلق شده میبینیم ، اگر کمی نگاهمون را به این سمت هدایت کنیم متوجه میشویم. خدا را در دیگران ببینیم. زندگی ما تماما تلاش است.
_ شما در این مدت زمانی که در کنگره حضور دارید باز هم کتاب مهندس و جهانبینی ها را مطالعه می کنید؟
بله ، من حدود یک ماه پیش شروع کردم به مطالعه جهانبینی و هفته پیش تمام شد ، هر زمان برایم نکات جدید تری را باز می کند ، ولی در مورد کتاب 60 درجه به این صورت نیست که از اول باز کنم ولی هر از چند گاهی قسمتی را باز می کنم و مطالعه می کنم.
_ وظیفه دیده بان چیست؟
بستگی دارد هر کس دیده بان را چگونه تعریف می کند
یک چیزی که برای خودم در رابطه با اشخاص خیلی مهم است نگاه شخص خودم به جناب مهندس است، همیشه نگاه می کنم که مهندس چه تدبیری دارد و چه روابط عمومی دارد که افراد جذب ایشان می شوند . دیده بان ها خیلی قوی و باتجربه هستند در رابطه با یک قانون ممکن است 5 یا 6 ماه فکر و تبادل نظر انجام شود تا تصویب شود.
دیده بانی آن دیدگاه و نگرش است و یک سری مسائل ریزی است که باید به آن توجه کنیم مسائلی که از چشم دیگران پنهان است. من شخصا نسبت به دیده بان ها ارادت دارم. به عنوان مثال در شعبه شادآباد مهندس میزان رضایت مندی از ایجنت شعبه ( آقای خان از دیده بان ها) را به رای گذاشتند، که از 241 رای حدود 230 رای نظر مثبت به ایجنت داشتند. این جایگاه دیده بانی است که با کاربردی کردن آموزش ها توسط این عزیزان به دست می آید.
_ این مسئله نشان از فرد گرایی در کنگره نیست و اینکه مثلا در شعبه ای شخص خاصی حضور نداشته باشد کارها به هم بریزد؟ من شنیدم که در زمان بیماری مهندس کسی به استخر شیرودی نرفت؟
ما چیز هایی که می شنویم را خیلی راحت باور نکنیم، خود دیده بان ها و جناب مهندس خیلی حرف ها را می شنوند ولی قرار نیست همه شنیده ها را بدون تحقیق باور کنیم، باید هوشیار باشیم،
اما آن اتفاق برای مهندس یک شوک بود، صحبت از جهانی شدن کنگره است بارها و بارها مهندس در این رابطه صحبت کردند که قوانین را طوری وضع کنید که سالها برای بعد در زمانی که ما نیستیم . دیدگاه خیلی وسیع است. همیشه مد نظر داشته باشیم که کاری اگر می کنیم برای بقای سیستم باشد نه برای جلب نظر راهنما یا مرزبان. در آن زمان هم کارها زمین نماند به مرور زمان کارها را سرو سامان دادیم. و البته نباید منکر نقش بزرگ مهندس شد ایشان تئوریسین کنگره هستند.
_ به فرض مهندس بخواهند مدتی مسافرت بروند باز هم کار کنگره انجام می شود؟
باید یاد بگیریم که کارها انجام شوند، حدود دوسال پیش همین اتفاق افتاد کسی هم خبر نداشت و ایشان به مدتی نبودند. کار کنگره نباید زمین بماند و کارها انجام شد، ما در کنگره همین مسائل را آموزش می بینیم و باید اینها را کاربردی کنیم. در کنگره برای همه افراد جا هست باید جای خدمت کردنمان را پیدا کنیم.
_ آخر حد موفقیت در کنگره کجاست؟ مرزبانی ، کمک راهنمایی ....
همه اینها اسم هستند هدف از رسیدن به این جایگاه ها چیست؟ صرفا جایگاه مد نظر است یا معنی معنوی جایگاه. برای رسیدن به آن حد برخورداری از یک نوع تفکر است . به نظر من حد جایی است که من یاد بگیرم به انسانها احترام بگذارم به آنها محبت کنم.
حرف آخر:
آرزوی موفقیت دارم برای بچه های سفر اول و بچه های سفر دوم، توفیق و خداقوت برای کمک راهنماها و راهنمایان کنگره، خداقوت برای مرزبانان کنگره و امیدوارم که بتونیم در زندگی شخصی نگاهمان نگاه ارزشی باشد، بتوانیم از خودمان مقداری بگذریم که بقای یک سیستم نیاز به از خود گذ شتگی دارد. از شما هم تشکر میکنم.
از آقای تراب خانی بابت وقتی که در اختیار ما گذاشتند سپاسگزاریم و برایشان توفیق روز افزون را آرزومندیم.
مصاحبه: مسافر رضا شجاعی
نگارش: همسفر خاطره زالی

