مصاحبه
_ لطفاخودتان را معرفی کنید.
من فاطمه هستم همسفر علی آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک، 18 ماه سفر اول به راهنمایی جناب مهندس و سرکارخانم آنی و خانم صادقی رهایی 7 سال و 9 ماه و 15 روز
_ چرا گاهی اوقات برای ما همسفرها رها کردن مسافرانمان سخت است؟
چون حس مالکیت نسبت به آن ها داریم، اگر بدانیم که ما مالک هیچ چیزی نیستیم، رها کردن برای ما آسان می شود، و آرام آرام به آرامش می رسیم.
_ در پیام سفر دوم به "لامکان" اشاره می کند منظور از "لامکان" چیست؟
لامکان یعنی جایی که وجود ندارد، جایی که نه زمان هست نه مکان در واقع یک بعد دیگر است.
_ در کنگره به چه چیزی رسیدید؟
کنگره برای من همه چیز داشته، در کنگره هر چه پیش می روی باز احساس می کنی عقب هستی این نظر من هست، هر چه جلوتر می روم تازه احساس می کنم چیزی نمی دانم و دوست دارم بیشتر بدانم، اگر کنگره نبود من و زندگیم نبودیم.
_ یک همسفر چطور می تواند بال پرواز باشد؟
لازم نیست نقش بازی کند، بال پرواز شدن خیلی راحت است باید خودت باشی و آن چیزی که در کنگره یاد می گیری در زندگی کاربردی کنید.
_ پیامی برای همسفرانی که مسافرشان خوب سفر نمی کند؟
باید خود مسافر بخواهد ،همسفر می تواند روی خودش کار کند و خودش را تغییر بدهد.
وقت آن نرسیده حتما باید اذنش صادر شود، یک میوه هم باید در زمان خودش از درخت چیده شود، ولی همین که به کنگره می آید و با بچه های کنگره باشد تاثیر گزار است، گاهی اوقات نیاز است که انسان از خداوند هم کمک بخواهد.
_ وظیفه تک تک ما ( همسفر و مسافر) برای بقا کنگره را در چه می دانید؟
احترام به قوانین و حرمت کنگره.
_ از رهجویانتان چه انتظاری دارید؟
انتظار خاصی ندارم، فقط اینکه آموزش ها را کاربردی کنند.
متاسفانه بیشتر همسفران بعد از رهایی مسافرانشان فکر می کنند دیگر همه چیز تمام شده و کنگره را رها می کنند ولی نمی دانند که در واقع بعد از رهایی آغازی تازه دارند.
_ همسفران چطور می توانند سیستم ایکس خود را بازسازی کنند؟
باید افکار و اندیشه ما تغییر کند . ورزش خیلی مهم است حداقل هفته ای 2 ساعت را باید به ورزش بپردازند.
_ رشته ورزشی شما؟
تیر و کمان و شنا.
_ چرا در کنگره همه از همدیگر حمایت می کنند؟
این مسئله باعث حفظ وحدت و محبت بین افراد می شود، در کنگره اگر ما دو جلسه همدیگر را نبینیم احساس دلتنگی می کنیم، این محبت است که باعث این اتفاق می شود.
_ شما نمایندگی پیک را چطور دیدید؟
خیلی عالی ، در بدو ورودم یک حس خوبی به من دست داد و خیلی خوشحالم نه از این بابت که بیماران ما زیاد هستند بلکه از این جهت که بیماران راه درست را پیدا می کنند و افرادی هستند که خدمتگزار باشند.
کلام پایانی؟
امیدوارم همیشه در کنگره باشید و آموزش ها را کاربردی کنید و خدمت گزار باشید.
از خانم اشکذری سپاسگزارم که قبول زحمت نمودند و در این مصاحبه شرکت کردند و با صبرو حوصله به سوالات ما جواب دادند.
